لحاظ او را بايد پيشاهنگ دايرةالمعارفنويسان مسيحي در سدهٴ بعدي، دانست. در زمينهٴ مسئلهٴ مربوط به كاينات نظريهٴ حد واسط آبلار را پذيرفت. علاوه بر اين، وي از هواداران اصل كثرت واقعيتها1 بود، و اين عقايد او را به ايجاد نظريهٴ اتمي پيچيدهاي واداشت.
رسالهٴ او، درباب كشتي نوح2 شامل نظريهٴ غريبي است دربارهٴ جريان تمدن از شرق به غرب، درست مانند حركت خورشيد و ستارگان، و هنگامي كه تمدن به غربيترين نقطه ــ يعني به اقيانوس اطلس ــ برسد روز قيامت فرا ميرسد. اين نظريه همتاي كلاميِ نظريهٴ جديد ((حركت امپراتوري به سوي غرب)) است. در واقع، در زيرآسمان چيز تازهاي وجود ندارد. اين عقيده را ميتوان تا سدهٴ چهارم، رديابي كرد.
كتابي در اعمال هندسه، كه غالباً به هوگو نسبت داده ميشود، مربوط به مدتي
بعد است ( ¿نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم).
مجموعهٴ كلمات قصار3 كه قبلاً به هوگوي سنويكتوري نسبت داده ميشد، از هوگوي ديگري است كه زماني در اثناي 1138 و 1158، و به احتمال زياد بعد از تأليف كتاب كلمات قصار پيير لومباردي (1152)، ميزيسته است. ممكن است موٴلف آن هوگوي اهل مورتاني،4 رئيس صومعهٴ بنديكتي سن مارتن درسز5 (در 20 كيلومتري شمال شرقي آلانون در ساحل اورن6) باشد، كه در 1180، درگذشت.
آبلار7
پير آبلار در 1079، در يك خانوادهٴ اشرافي در پاله، نزديك نانت8 زاده شد؛ در 1142، در صومعهٴ سن مارسل، در نزديكي شالون سورسون،9 درگذشت. فيلسوف فرانسوي؛ از اصيلترين و عاشق پيشهترين شخصيتهاي غرب لاتيني. نزد گيوم شامپويي و احتمالاً روسلن كامپانيي تحصيل كرد. در پاريس و جاهاي ديگر با موفقيت تدريس كرد، از جمله در صومعهٴ كوچكش به نام پاراكلت،10 در نزديكي نوژان سورمارن.11 او از نوعي نظريهٴ حد واسط ميان نامگرايي روسلن و واقعگرايي گيوم شامپويي دفاع ميكرد؛ اين نظريهٴ حد واسط كه به مفهومگرايي12 موسوم شده، نوعي نامگرايي تعديلشده بود كه به لباس مبدل درآمده بود (كليات وجود دارد، ولي بهصورت مفاهيمي در اذهان مردم، و مقدم بر آن، در علم خداوند). اين اصول، قسمتي بهخاطر فصاحت و